تبلیغات
نی نی - خر زن دادن
نی نی
نظر شما در رابطه با وبلاگ من چیه ؟ •








خر زن دادن

خری آمد به سوی مادر خویش / که ای مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری / اگر تو کره‌ات را دوست داری

خر مادر بگفتا، کره خرجان / من تو را دوست دارم بهتر از جان

میان این همه خرهای خوشگل / یکی را رد بزن، این نیست مشکل

خرک از شادمانی گریه سر داد / به رویاهای خود بال و پری داد

خرک گفتا به مادر، ای عزیزم / خر همسایه را یک روز بدیدم

به من چشمک زد و از جا پریدم / مثال آهویی در دشت بیدم

از آن پس عاشق و دیوونه گشتم / همانند خری مستانه گشتم 

بگفتا مادرم، ای کره خر جان / روم امشب به سوی دختر خان

دویدمو، پریدمو، گوزیدم / یه هو خود را کنار خان دیدم

باقی در ادامه مطلب

خر زن دادن

 

خری آمد به سوی مادر خویش / که ای مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری / اگر تو کره‌ات را دوست داری

خر مادر بگفتا، کره خرجان / من تو را دوست دارم بهتر از جان

میان این همه خرهای خوشگل / یکی را رد بزن، این نیست مشکل

خرک از شادمانی گریه سر داد / به رویاهای خود بال و پری داد

خرک گفتا به مادر، ای عزیزم / خر همسایه را یک روز بدیدم

به من چشمک زد و از جا پریدم / مثال آهویی در دشت بیدم

از آن پس عاشق و دیوونه گشتم / همانند خری مستانه گشتم 

بگفتا مادرم، ای کره خر جان / روم امشب به سوی دختر خان

دویدمو، پریدمو، گوزیدم / یه هو خود را کنار خان دیدم

خر خان گفت با من ای پسرجان / گران باشد مهر دختر خان

دو پالن، دو جالون، دو من جو / دو من یونجه و هزار هکتار طویله (این بیت قافیه نداره)

همانا گفت خرگل، ای پدرجان / مینداز سنگ سنگین ای عزیز جان

همی عشق است و مهر است و محبت / شود جایگاه پول و ثروت 

خلاصه خر خان با مشقت / شد و راضی از این پیوند و وصلت

خلاصه خرک بزرگان را خبر کرد / درون آینه خود را نظر کرد

کمی روغن بزد او موی خود را / به سلمانی رفت و کوتاه کرد روی خود را

فرستادند خرگل را به خر واش / بزدند پشم و پت، هر چه که او داشت 

امید است داستان این خرخان / شود سر مشق، زه کار جوانان

ببر لذت ز دوران جوانی / طرف را خر کن تا میتوانی

مباش دنبال ایشان هیچ زمانی / که پر رو میشوند، تنها میمانی

برو بیرون تو با خرهای زیبا / بکن خود را براشان کلوپاترا

نذار ریش، چو بزهای غربی / که گویند تو بزی، نه خر شرقی

مبادا خر شوی از دست آنان / سوارت می شوند چون ساره‌بانان

ببند با وی، خالی تا میتوانی / که باور میکنند خرهای فانی

بکن دعوت ایشان را به خانه / بگیر لب، از وی، بس عاشقانه

چون که لب گیری ز وی مثل یه زالو / شود سرخ و خجل همچون یه هولو

بگو عریان شود ایشان به خانه / بکن وی را همچون تازیانه

بکش نایلونی (کاندوم) به سر آلتت / نباشد که این بار دفعه آخرت

خلاصه بشنو از من یک نصیحت / بکن آویزه گوشت چو عادت

مبادا خر شوی، و زن بگیری / که تو این قلاده به گردن بگیری

اگر خواستی که زن بگیری یه وقتی / بدان زین پس که تو یه تیره بختی



نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 11 آذر 1386 و ساعت 06:12 ق.ظ [+] | نظرات ()
نظر یادتون نره
بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه